یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

ذکر عشق

برای چشمان مهربانت می نویسم، محبت و عشق را در چشمان تو آغاز کردم
چشمانم را در نگاه مهربانت غرق می کنم و لبانم ذکر عشق را می سراید
الفبای عشق من با تو آغاز شد و بر لوح قلبم واژه ی دوستت دارم حک گردید
تنها برای قلب پر مهر تو می نویسم
که اولین مهر دوست داشتن بی انتهای زندگی ام هستی
می خواهم اینبار برای تو بنویسم، فارغ از دلتنگیها و تنهاییها
با کلماتی مملو از عشق و احساس می خواهم برایت بگویم
که همسفر جاده ی بی انتهای تنهایی تو خواهم بود
به چشمانم نگاه کن و شوق همسفر بودن را
با کوله باری از دوست داشتن و امید را در آن دریاب
ای مهربانترین مهربانان، با تو هستم، با تو که مرا آغاز کردی
مرا از پرتگاه، از تاریکی، از مرگ، از ناامیدی
به سوی نور دعوت کردی، دوستت دارم

javahermarket

نفس عشق

** دلــــــــــــــــــــــــــم تنـــــــــــــــگ اســـــــــــــــت **

** نـــــمیدانم ز تنـــــهایی پـــــناه آرم کـــدامین ســــوی **

** پـــــریشـــــان حـــــالـــــم و بـی تـــاب میـــــگریـــــم **

** و قـــــلبم بی امـــــان مـــــحتاج مـــــهر تـــــوســـــت **

** نمیدانی چه غمگین رهسپار لحظه های بیقرارم مـــن **

** بـــــه دنـــــبال تــــو همـــــچون کـــودکی هســـــتم **

** و مـــــعصومـــــانه می جویم پـــناه شـــــانه هایت را **

** کــــــه شـــــایـــــد انـــــدکـــــی آرام گـــــیــــرد دل **

** دلـــــم تنــگ است و تـــــنهایی به لب می آورد جانم **

** بیا تا با تـــو گویم از هیاهــوی غریــب دل که بی پـروا **

** تلنگـر مـیزند بر مـــن و میــگوید بمـــن نزدیک نزدیکی **

** بـــــه دنبال تو می گـردم به ســـــویت پیــش می آـــیم **

** چه شیرین اســـــت پر از احســـاس یک خوشبختی نابم **

** پــــــــــــــر از امـــــید ســــــــــبز خـــــوب دیـــــــدارم **

** و میـــــخواهم که نامـــــت را به لوح ســـــینه بنـــگارم **

** و نـــــجــوایی کنـــــــــم درد و گـــــویـــــم تـــــا ابـــــد **

** مـــــــــــــــن دوســــــــــتت دارم. دوســــــــــتت دارم **

javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: شنبه 22 مهر 1391برچسب:تلنگر,اساس,بی پروا,نزدیک,هیاهو,غریب,خوشبختی,غریب,شیرین,امید,لوح,سینه,ابد,نجوا,
  • بغض فرو خفته

    دو دلم اول خط نام خدا بنویسم
    یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم

    بارها قصد خطر کردم و گفتی ننویس
    پس من این بغض فرو خورده کجا بنویسم؟

    عشق آن روز که این لوح و قلم دستم داد
    گفت هر شب غزل چشم شما بنویسم

    javahermarket

  • نوشته : نارون
  • تاریخ: چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:بغض فرو خفته,بغض,لوح,قلم,خطر,خدا,عشق,
  • صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 154 صفحه بعد


    narvan1285

    نارون

    narvan1285

    http://narvan1285.loxblog.com

    یک نفس تا خدا

    ذکر عشق

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا