یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

جوک

خدایا
انتخاب واحد دنیا را كه خودت برایمان انجام دادی!
كاش لااقل سیستم حذف و اضافه ای نازل میكردی.
خیلی از واحد ها را باید حذفــــــــــــ كنم.


فیزیک خیلی آسونتر میشد ،
اگه به جای سیب، خود درخت رو نیوتن افتاده بود!


مشکل خانمها از اونجا آغاز میشه که لاک جدیده رو میزنن
حالا باید براش شلوار و پیرهن و کفش و کیف و مانتو و روسری جور کنن




یکی از مزایای پسر بودن اینه که هرچقد دلت خواس میتونی گریه کنی
آخرش دستتو محکم بمالی به چشمت
هیچچچچی نمیشه!




ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم !
یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله ...



نام بلندترین برج دنیا
برج زهرماراست که گاهی انسانها برای دیگران میسازند...

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • بازم بیاین بهخندیم

    دقت کردین این گربه ها هم آدم شدن واسه ما ؟
    قبلنا هیبتی داشتیم. از دور پخ میکردیم 3 متر رو هوا بودن،
    حالا از کنارمون رد میشن، نگاه معنادار چن ثانیه ای هم میکنن!
    همینمون مونده به نشانه افسوس سرم تکون بدن
    .............

    به یارو میگن "تور" را تعریف کن؟
    میگه: مجموعه سوراخ هایی است که با طناب به هم وصل شده اند!

    ............................................................................................................دورت بگردم چیست؟
    دایره ای فرضیست که تا اطلاع ثانوی
    از فرد مورد نظر حمایت می کند!



    یارو میره ماشینشو بیمه كنه
    مسئول بیمه بهش میگه امیدوارم که هیچوقت از بیمه تون استفاده نكنید
    یارو هم میگه: امیدوارم تو هم از این پوله خیر نبینی!!!




    از مهمترین مزیت های زندگی در کانون گرم خانواده
    نسبت به زندگی مجردی
    "تقسیم پشه ها" بین اعضای خانوادست!!




    واسه داداشمون رفتیم خاستگاری
    ننه جون دختره میگه:
    2012 تا سکه به نیت المپیک لندن!!




    به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن
    به دودش حساسیت دارم
    میگه جوونای سن تو کراک میکشن
    تو به دود سیگار حساسی؟؟

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • وقتی تو نیستی..

    وقتی تو نیستی...

    من نیز سراغ چشمانت را از آسمان می گیرم

    چقدر دوست داشتم

    تمام دلتنگی های این روزها را

    با تو قسمت می کردم


    بماند....

    که آنقدر فاصله زیاد شده

    که هرچه فریاد می زنم



    صدایم را نه تو می شنوی

    و نه.....

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • دوست دارم

    به خداوندی خدا دوستت دارم

    ای تو زیباترین زیبایی ، ای رویای بیداری

    به

    خداوندی خدا دوستت دارم

    ای بیقرار دلم ، ای تک درخت دشت سرخ قلبم ،

    به همین لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم

    ای آنکه چشمت بارانی است ،
    ای تو که روحت شادابی است ، و
    رگهایت از خون محبت جاری است

    به آن
    کعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم

    زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز
    من ، ای فردای من

    به همان لحظه دیدارمان قسم دوستت دارم

    نمی
    دانم کلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بیان کنم تا تو باور کنی که

    دوستت

    دارم

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • تا حالا قصه شو شنیدید ..دیدید ..

    یاد دارم در غروبی سرد سرد

    میگذشت از کوچه ما دوره گرد

    داد میزد کهنه قالی میخرم

    دسته دوم جنس عالی میخرم

    کاسه و ظرف سفالی میخرم

    گر نداری کوزه خالی میخرم

    اشک در چشمان بابا حلقه بست

    عاقبت آهی کشید بغضش شکست

    اول ماه است و نان در سفره نیست

    ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

    بوی نان تازه هوشش برده بود

    اتفاقا مادرم هم روزه بود

    خواهرم بی روسری بیرون دوید

    گفت آقا سفره خالی میخرید....................................اینو واسه حال اونا گذاشتم خیلی صحنش درد داشت کمک کردم ولی ایا اونا تا ابد سیر میشن

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • امروز به پایان دفترم نزدیکم

    یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
    امروز هم گذشت
    با مرور خاطرات دیروز
    با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
    و من شتابان در پی زمان بی هدف
    فقط میروم ..فقط میدوم
    یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
    گرمی مهر تو را میخواهند
    غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
    میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
    صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
    فقط صدایی مبهم
    قول داده بودی برایم سیب بیاوری
    سیب سرخ خورشید
    سیب سرخ امید
    یادت هست؟؟؟
    و رفتی و خورشید را هم بردی
    و من در این کوچه های تنگ و تاریک
    سرگردانم و منتظر
    برگی از زندگی ام را ورق میزنم
    امروز به پایان دفترم نزدیکم

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • کاش می توانستم به آسمان کودکیم برگردم

    دوباره دلم مثل دل آسمان امروز گرفته،

    ابری ابریست،

    آماده باریدن؛

    چرا آسمان هر چه به سمتش می روم ازمن میگریزد؟

    چه رمزیست در این چرخه تکرار؟

    چه دردیست در اینها

    که باید تاکنون یاد گرفته باشم و نگرفته ام؟

    دلم گرفته،

    از این همه بی اعتنایی روزگار دلم گرفته،

    بی پاسخ مانده ام،

    سرگردان،

    رها شده ام،

    کاش می توانستم به آسمان کودکیم برگردم

    به آسمانی که همیشه دوست داشتم نقاشیش کنم ...

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • 9سوالی که خدا از ما نخواهد پرسید!!

    - خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
    بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

    ۲- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
    بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

    ۳- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
    بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

    ۴- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
    بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

    ۵- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
    بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

    ۶- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
    بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

    ۷- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
    بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

    ۸- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
    بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

    ۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
    بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 02 آبان 1391
  • روسری را جلو بکش خواهر!


    روسری را جلو بکش خواهر! (طنز) کمپ فارسی

     

    به به ای خانم قشنگ و ملوس
    که قدم می‌زنی به مثل عروس

     

    ای که در پیش آینه با تاپ
    کرده‌ای یک دو ساعتی میک آپ

     
     
    روی اجزای صورتت یک یک
    ریمل وسایه و رژ و پن‌کک
    ...
    به به ای خانم قشنگ و ملوس
    که قدم می‌زنی به مثل عروس

     

    ای که در پیش آینه با تاپ
    کرده‌ای یک دو ساعتی میک آپ

     
     
    روی اجزای صورتت یک یک
    ریمل وسایه و رژ و پن‌کک

     

    شده‌ای – چشم خواهری! – خوشگل
    می‌بری از بزرگ و کوچک دل

    می شود بند عفت از این ناز
    چون کمربند سبز تهران، باز!

    نگو اصلا که: “ذاتا این مدلم”
    خودم این‌کاره‌ام عزیز دلم

    من که این قدر خویشتن دارم
    باز، دیوانه می‌شوم دارم!

    که اگر موجبات ننگی تو
    پس چرا این قدر قشنگی تو؟!

    خواهرم توی این بریز و بپاش
    تا حدودی به فکر ما هم باش

    پیش خود فکر کن که مرد غریب
    گر ببیند تو را به این ترتیب

    از لبش آب راه می‌افتد
    طفلکی در گناه می‌افتد

    من خودم بی خیال دنیاشم
    نه که منظور من خودم باشم

    مشکل از سوی جوجه کفترهاست
    غصه‌ام معضل جوانترهاست

    که به یک جلوه ی زن از مریخ
    خل و دیوانه می‌شوند از بیخ

    رشته را می‌کنند هی پنبه
    بس که ناواردند و بی جنبه

    ما که داریم خانه‌ای در بست
    _تازه ویلای دوستان هم هست!_

    غالبا عصرها همانجایم
    هفته‌ای یک دو روز تنهایم

    الغرض این از این همین دیگر
    روسری را جلو بکش خواهر!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: یکشنبه 30 مهر 1391
  • پ ن پ جدید

    رفتم پیش بابام . بابام میگه چیه باز پول میخوای؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم خودم و برات لوس کنم!

    .

    .

    .

    به راننده تاکسی میگم آقا نگه دار، میگه پیاده میشی؟ میگم په نه په! میخام برم پایین باد لاستیکا رو چک کنم!!

    .

    .

    .

    به دوسم میگم سیگار دخانیات محسوب میشه؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ جزء پروتئین های بدن محسوب میشه!

    .

    .

    .

    دارم تو گوشیم چیز مینویسم دوستم میگه داری اس ام اس میدی? میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارم باکتریای روی دکمه هاشو میکشم!

    .

    .

    .

    به نظر من تمام مامان های ایرانی حداقل چهار واحد جاسوسی پاس کردن! والا پ نه پ فقط واحدهای آشپزی و خانه داری پاس کردن

     .

    .

    .

    دارم تو گوشیم چیز مینویسم دوستم میگه داری اس ام اس میدی? میگم پـَـــ نــه پـَـــ دارم باکتریای روی دکمه هاشو میکشم!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: یکشنبه 30 مهر 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    یک نفس تا خدا

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا