یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

یادته قدیما دلا چه پاک و ساده بود.........

یادته قدیما دلا چه پاک و ساده بود

دستا خالی اما دلا سرزنده بود



رو لبا سر شار از خنده بود

لب چشمه پر از گلای پونه بود



خبری از برج های فولادی نبود

خونه ها از خشت و گلی , ساده بود

یادته چشما از دیدن هم سیر نمی شد

کسی از کسی دلگیر نمی شد



وقتی عشقی تو قلبی شعله می زد

از همه دنیا می گذشت و پاینده می شد
یادته قدیما حرفی از سفر نبود

کسی از کسی بی خبر نبود



همه به عشق هم زنده بودند

عاشقا واقعا دلداده بودند



دستا یه سر پناه بود واسه هم

قلبا یه جای امن بود واسه هم



یادته قدیما دلا چه پاک و ساده بود
قلبا خالی از دو رنگی و کینه بود


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: شنبه 14 بهمن 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    یادته قدیما دلا چه پاک و ساده بود.........

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا