یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

کلبه ای میسازم...

کلبه اي مي سازم ...

پشت تنهايي شب

زير اين سقف سياه

که به زيبايي دل تنهاي تو باشد

پنجره هايش از عشق

سقفش از عطر بهار

رنگ ديوار اتاقش گل ياس

عکس لبخند تو را مي کوبم

روي ايوان حياط

تا که هر صبح اقاقي ها را

از تو سرشار کنم

همه ي دلخوشي ام بودن توست

وچراغ شب تنهايي من

نور چشمان تو است

کاشکي در سبد احساسم

شاخه اي مريم بود

عطر آن را با عشق

توشه راه گل قاصدکي مي کردم

که به تنهايي تو سربزند

تو به من نزديکي و خودت مي داني

شبنم يخ زده چشمانم

در زمستان سکوت

گرمي دست تو را مي طلبيد...


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: چهارشنبه 08 آذر 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    کلبه ای میسازم...

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا