یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

چای با طعم هستی ...

این سماور جوش است


پس چرا می‌گفتی


دیگر این خاموش است؟


باز لبخند بزن


قوری قلبت را


زودتر بند بزن


توی آن


مهربانی دَم کن


بعد بگذار که آرام آرام


چایِ تو دم بکشد


شعله‌اش را کم کن

دست‌هایت


سینی نقره‌ی نور


اشک‌هایم

استکان‌های بلور


کاش استکان‌هایم را


توی سینی خودت می‌چیدی


کاشکی اشک مرا می‌دیدی


خنده‌هایت قند است


چای هم آماده است


چای با طعم خدا


بوی آن پیچیده


از دلت تا همه جا


پاشو مهمان عزیز


توی فنجانِ دلم


چایی داغ بریز




«عرفان نظر آهاری»


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 03 بهمن 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    چای با طعم هستی ...

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا