یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

هر جا میرم لبا میگن یه غریبه اومده

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره

میروم با کوله بار سرگذشت و خاطره

خسته ام از خستگیها خسته ار این لحظه ها

می شمارم لحظه ها را بر نمی آرم صدا

قصه های من غمگین اگه تلخ اگه شیرین

می روم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگین

هر جا میرم لبا میگن یه غریبه اومده

نمیبینم همصدایی این هم از بخت منه

من پر امید اما دلم در التهابه

میرم که تا در غربتم نوری بتابه

ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن

میرم که تا پیدا کنم فردای روشن

هر جا میرم لبا میگن یه غریبه اومده

نمیبینم هم صدایی این هم از بخت منه


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    هر جا میرم لبا میگن یه غریبه اومده

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا