یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

مهمانی من و دل....

باز هم میخواهم بنویسم

از مهمانی دیشب من و دل ،

که بی شک جای تو خالی بود !

که نگاهم در عطش دیدار تو بود !

از نقاشی کلمات بر بوم دلم ،

که واژه ها برای بیان حرف دلم حقیر بود !

از همه چیز که دست به دست هم داده بودند
تا دوباره قلم را بردارم ، با او آشتی کنم

و اینها همه به خاطر تو بود !

برای تو ...

به راستی تو کیستی؟!

تو کیستی که دنیایم را

در هاله ی چشمانت می بینم

اگر دور از تو باشم ،

نهال وجودم پرپر می شود ...

و اگر با تو باشم ،

از لحظه های سرد تنهایی می گریزم

و به تو پناه می آورم ...

نمی دانم ...!

ای کاش ،

ای کاش تو نیز دلتنگم باشی ...
ای کاش تو نیز عشقت را به من هدیه دهی

تا من تمام روزهای زندگیم را ،

بدون هیچ واهمه ای به پای تو بریزم...


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: شنبه 14 بهمن 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    مهمانی من و دل....

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا