یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

سهراب!

من در این قبرستان

روزگارم مشکیست

تکه سنگی دارم

می کشم بر دوشم

خورده اعمالی نیز

می برم دنبالم ؛ و چه وزنی به سر انداخته ای سهرابم

نه بدستم شمعی

نه چراغی

و نه مهتاب در این ظلمت شب

تا شود تاریِ این قبر وجودم روشن

نه نسیمی نه گلی

نه درختی و نه رودی

نه غزلخوانیِ بلبل

نه به سر قبر من اید ز وفا رهگذری

که بخواند ز برایم دو سه یک آیه ز او

نه ز انجیل و زبور

نه ز تورات و اوستا

نه ز قرآن

نه ز حافظ

نه ز تسبیح ملائک

خبری نیست که نیست

من پر از خاموشی

من پر از آرامش

و پر از زخم سکوت سیمرغ

من پر از ابهامم.....


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 03 بهمن 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    سهراب!

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا