یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

زندگی یعنی چه ؟

دخترک فکری بود

فکر آن انشایی که معلم می خواست

" زندگی یعنی چه ؟ "



دخترک از پدر پیر و زمینگیرش خواست

تا دهد پاسخ او

پدرش شرمنده ، خسته و درمانده

روی از او برگرداند

سر به زانو زد و آرام گریست

دخترک اما ، تنها

لرزش شانه ی او را نگریست

وقتی از سوی پدر پاسخش را نگرفت

رو به مادر کرد و

با نگاهش پرسید:

" زندگی یعنی چه ؟ "

مادر او انگار غرق احساس پدر بود هنوز

در نگاه خیسش عشق فریاد کشید

بار دیگر پرسید

" زندگی یعنی چه ؟ "

مادرش در عوض پاسخ او

سوزنی داد به دستش و به او گفت

که این را نخ کن

" زندگی یعنی این ! "

دخترک سوزن نخ کرده به دست

زل به مادر زد و

محو تنهایی دستان پر از مهرش شد

متن انشاء این شد:

زندگی یعنی: شرم غمگین پدر از دختر

لرزش شانه و چرخاندن صورت به سمتی دیگر

زندگی یعنی اشک پنهان پدر

عشق سرشار و دل دریایی

زندگی یعنی دست تنهایی و صبر مادر

زندگی رد شدن از روزنه ی این دنیاست

تلخ خندی ست ولی

گاه گاهی زیباست . . .


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: سه‌شنبه 03 بهمن 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    زندگی یعنی چه ؟

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا