یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

دورم از خــاک درِ یـار و ، بـه مـردن نـزدیـک

مــژدهٔ وصــل تــوام ســاخـتـه بـیـتـاب امـشـب

نــیــســت از شـادی دیـدار مـرا خـواب امـشـب

گـریـه بـس کـرده‌ام ای جـغـد نـشین فارغ بال

کـه خـطـر نـیست در این خانه ز سیلاب امشب

دورم از خــاک در ِ یـار و ، بـه مـردن نـزدیـک

چون کنم چارهٔ من چیست در این باب امشب

بـسـکـه در مـجـلس ما رفت سخن ز آتش شوق

نــفــســی گــرم نــشــد دیــدهٔ احـبـاب امـشـب

شـــمــع ســان پــرگــهــر اشــک کــنــاری دارم

وحــشــی از دوری آن گــوهـر سـیـراب امـشـب


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: چهارشنبه 26 مهر 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    دورم از خــاک درِ یـار و ، بـه مـردن نـزدیـک

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا