یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

بهار آرزو

بـر در مـیـکـده‏ام پـرسـه زنـان، خـواهـی دیـد

پـیـر دلـبـاخـتـه بـا بـخـت جـوان، خـواهـی دیـد

نـــو بـــهـــار آیـــد و گــلــزار شــکــوفــا گــردد

بـی‏گـمـان کـوتـهـی عـمـر خـزان، خـواهـی دیـد

مـرغ افـسـرده کـه در کـنـج قفس محبوس است

بــر فــراز فـلـک از شـوق، پـران خـواهـی دیـد

سـوزش بـاد دی، از صـحـنه برون خواهد رفت

بــارش ابــر بــهــاری بــه عــیـان خـواهـی دیـد

قــوس را بــاد بــهـاری بـه عـقـب خـواهـد رانـد

پس از آن قوس قزح را چو کمان، خواهی دید

دلــبــر پــردگــی از پــرده بــرون خـواهـد شـد

پـرتـو نـور رُخـش، در دو جـهـان خـواهـی دید


  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: چهارشنبه 26 مهر 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    بهار آرزو

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا