یک نفس تا خدا
.:: Your Adversing Here ::.
 

بیـــــداری؟

دیگران میــــپرسند:


بیـــــداری؟


آری بی "دار"م...



چرا که اگر "دار"ی داشتم


... یا قالی ه زندگیم را خودم میبافتم


یا زندگیم را به "دار" میاویختم


و خلاص


پس بی"دار" بی"دار"م

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • از نسل صدفیـم

    مــاســه هــا فــرامــوشکــارتــریـــن رفیقـــای راه نـــد

    پــا بـــه پــایــت مــی آینــــد،

    آنقـــدر کــه گــاهــــی سمـــاجــت در همــراهــی حـــوصلــه ات را

    ســـر مــی بـــرد،

    امــا كــافــی ســـت انـــدک بــادی بـــوزد یـــا خــرده مـــوجــی بـــرخیزد

    تــا بــرای همیشـــه از حـافظــه ضعیفشــان رد پـــایــت پــاک شـــود!

    مـــا از نســـل مــاســـه نیستیــــم از نســـل صـــدفیــم

    صـــدفهــایـــی کــه بــه پــاس اقــامتــی یــک روزه تــا دنیـــا دنیــاســــت

    صـــدای دریـــا را بـــرای

    هــــر گـــوش شنـــوایـــی زمــــزمــه مــی کنــد !!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • برایت آرزو دارم

    برایت آرزو دارم

    که نور نازک قلبت٬ به تاریکی نیامیزد

    که چشمانت٬به زیبایی ببیند زندگی ها را

    چو باران ٬ آبی و زیبا

    بباری٬ شادمانه روی گرد غم

    به دور از دل گرفتن ها


    برایت آرزو دارم

    به تنهایی نیالاید

    خدا٬ این قلب پاکت را

    و همواره به دستانت بیاویزد

    چراغ راه خوشبختی

    بدانی آنچه را اینک نمیدانی

    برایت آرزو دارم

    سعادت را٬طراوت را٬

    بهشت و بهترین بهترین ها را.

    عزیز روز های من

    خدا را می دهم سو گند

    که در قلبم برای تو

    خدارا آرزو دارم

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • بــرای تـو کـه خـوبی

    تمام ایـن حـرفهـا بـرای تـوست

    آمـدن و رفـتنم بـرای تـوست

    بهانـه ایست بـرای دیـدن تـو ...

    تمام مهربـانی ام

    از قلبــــ مهربــان تـوست

    و تمام شعـر سـرودنـم از

    روح پاکــ و نجیب و تنهـای تـوست

    تمام ایـن حرفهـا کـه زدم

    تنهـا بـرای تـوست

    بــرای تــو کــه خــوبــی!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • post

    خـوش بـه حـال آسمـون کـه هـر وقتــ دلـش بگیـره بـی بهـونـه مـی بـاره...

    بـه کسـی تـوجـه نمـی کنـه، از کسـی خجـالت نمـی کشـه،

    مـی بـاره و مـی بـاره و...

    اینقـدر مـی بـاره تـا آبـی شـه،‌ آفتـابـی شـه..!!

    کـاش...

    کـاش مـی شـد مثـل آسمـون بـود...

    کـاش مـی شـد وقتـی دلتـــ گـرفـت، اونقـدر ببـاری تـا بـالاخـره آفتـابـی شـی؛

    بعـدش هـم

    انگـار نـه انـگـار کـه بـارشـی بـوده؛‌ انگـار نـه انـگـار کـه غمـی بـوده؛

    همـه چیـز فـرامـوشتـــ بشـه... !!

    کـاش مـی شد...



    خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دلـم گـرفتـه

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • محض خنده ! بیایید تو یه کم بخندیم?

    - یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس می کردیم می کشیدیم رو تخته فکر می کردیم خیلی تمیز شد بعد که تخته خشک می شد می دیدم چه گندی زدیم…! الان همین حس رو نسبت به زندگی دارم

    2-اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ می خونم خواننده اشتباه میخونه!دقت کردین!؟

    3-الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونه، از نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار می شینه

    4-دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟! دقت کردین؟

    5-موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی

    6-بابای شما هم جلو تلویزیون خوابش می بره بعد تا تلویزیونو خاموش می کنی بیدار می شه میگه چرا خاموشش کردی؟

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • خوندنش ارزششو داره.

    روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
    دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید.

    پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..'

    دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم!

    مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • غربت خودم را احساس می کنم

    غربت خودم را احساس می کنم

    غربتی در این دنیای غریب

    شکوه شکفتن در من پژمرده

    هیجان صدادر من شکسته

    بغض در گلوگاه دقایقم خفه شده

    و اشک ها یکی پس از دیگری بر گونه آرزوهایم می چکد

    آری ، آغاز دوباره زیست و هزاران بار مردن یعنی این

    یعنی پا نهادن در جاده بی انتهای هیچ

    یعنی گم شدن در پستویی از تنهایی

    یعنی در گور گناهانت خشکیدن

    یعنی انگشتانت را در چرخ شعرهایت له کردن

    من فرق سپیده و شامگاه را نمی دانم

    برای من همیشه همه چیز سیاه است

    و شاید در اوج شادی هایم خاکستری رنگ شود

    چهره هیچ کس را به یاد نمی آورم

    کسی برایم به یاد ماندنی نیست

    پرواز برایم ممکن نیست چرا که نه فرشته ام ٬ نه پرنده

    من انسانم ، انسانی از جنس خاک

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • post

    گاهی دلم می خواهد خودم را ب.غل کنم!


    ببرم بخوابانمش!


    لحاف را بکشم رویش!


    دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!


    حتی برایش لالایی بخوانم،


    وسط گریه هایش بگویم:


    غصه نخور خودم جان!


    درست می شود!درست می شود!


    اگر هم نشد به جهنم...



    تمام می شود...



    بالاخره تمام می شود...!!!

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391
  • post

    باورم نمیشه تو هم مثل همه باشی...

    فکر میکردم خوبی های تورو هیچکی نداره...

    به همه دنیا گفته بودم اون فرشته منه ...... فکر نمی کردم از من دوری کنی ...

    هیچکی جرات نمی کرد ما رو از هم جدا ببینه ...

    همه می دونستند مال منی حتی پرنده های آسمون ...

    می گفتی زنده هستم بایادت همیشه !

    فکر نمی کردم عاشق بودنو یادت بره ...عشق دیگه ای تو قلبت جا بگیره!

    فکر نمی کردم تنهام بزاری...آرزوهامو خراب کنی عزیز دل ! دیگه فایده نداره ...همه چیز تموم شده ...داشتن تو خیال شده !

    هر کسی سراغ از عشقمون میگیره ...میگم اون عشق فنا شده ...دیگه همه چیز تموم شده ...

    به جای من یکی دیگه تو قلبش خونه داره ! تو آسمونش نیستم اون تک ستاره ! باورم نمیشه تو هم مثل همه باشی... شکستن قلب یه عاشقو تو هم مثل همه بلد باشی !

  • نوشته : narvan1285
  • تاریخ: جمعه 05 آبان 1391

  • 3155

    <-BlogAuthor->

    3155

    https://narvan1285.loxblog.com/

    یک نفس تا خدا

    یک نفس تا خدا

    یک نفس تا خدا

    ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرد دنیا چو هست برگذر این نیز بگذرد

    یک نفس تا خدا